پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲

بزلفش در کشاکش با صبا و شانه خواهم شد

در این زنجیر از این کشمکش دیوانه خواهم شد

گل است و شمع و جانانه من و پروانه و بلبل

براه عشق‌ امشب همپر پروانه خواهم شد

من دیوانه را ناصح دهد پند و عجب دارم

پس از عمری جنون کی عاقل و فرزانه خواهم شد

حقیقت بایدم در این محیط و جویم آن گرچه

بدریا غرق بهر آن در یک دانه خواهم شد

سر و جان ببایدم و عین و دل بریزم جمله در پایش

چو با او آشنا گشتم ز خود بیگانه خواهم شد

تو سوی کعبه رو حاجی که من در دل سفر کردم

تو مات خانه شو من محو صاحبخانه خواهم شد

تو هر جا را که خواهی سجده گه کن من ز جان ساجد

به طاق ابروی محرابی جانانه خواهم شد

ز چشم خویش ساقی می‌دهد می میگساران را

خراب و مست‌ امشب من از این پیمانه خواهم شد

من اول روز دانستم صغیر از چشم فتانش

که در دام فسون افتاده و افسانه خواهم شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴مراست نام علی بهر جسم و جان تعویذ
  2. شمارهٔ ۲۶۵هر چه خواهم سخن از زلف تو سازم تحریر
  3. شمارهٔ ۲۶۶دوشین بگوش دلم‌ آمد ز مرغ سحر
  4. شمارهٔ ۲۶۷روزی ار غم برود نیست مرا یار دگر
  5. شمارهٔ ۲۶۸پیر گشتیم و دل از عشق جوانست هنوز
  6. شمارهٔ ۲۶۹رهد ز زلف تو دل در بر من آید باز
  7. شمارهٔ ۲۷۰یار عاشق‌کش ما دوش به صد عشوه و ناز
  8. شمارهٔ ۲۷۱دل برگرفته ایم از این خلق بوالهوس
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.