پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۱

هر چه از اصلش جدا گردید باز آنجا رود

موج اگر آید بساحل باز در دریا رود

زشت باشد عقل را کردن مطیع نفس دون

حیف بینایی که در دنبال نابینا رود

ای توانا دستگیر ناتوان شو در بلا

دست مسئول است هر جا خاری اندر پا رود

پرمنال از غیر در خود بین و در کردار خود

آری آری هر جفا بر ما رود از ما رود

چون مکر رشد سخن بر مستمع بخشد اثر

قطره از تکرار بی شک در دل خارا رود

در قفای کاروان رو وز خطر آسوده باش

غول راهش ره زند رهرو اگر تنها رود

آنکه آسایش طمع دارد در این عالم صغیر

مآند آن صیاد را کاندر پی عنقا رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳یاران ره عشق منزل ندارد
  2. شمارهٔ ۲۶۴مراست نام علی بهر جسم و جان تعویذ
  3. شمارهٔ ۲۶۵هر چه خواهم سخن از زلف تو سازم تحریر
  4. شمارهٔ ۲۶۶دوشین بگوش دلم‌ آمد ز مرغ سحر
  5. شمارهٔ ۲۶۷روزی ار غم برود نیست مرا یار دگر
  6. شمارهٔ ۲۶۸پیر گشتیم و دل از عشق جوانست هنوز
  7. شمارهٔ ۲۶۹رهد ز زلف تو دل در بر من آید باز
  8. شمارهٔ ۲۷۰یار عاشق‌کش ما دوش به صد عشوه و ناز
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.