پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

اهل دل بر در دل حلقه چو رندانه زدند

نه در کعبه دگر نی در بتخانه زدند

می و میخواره و ساقی همه دیدند یکی

عارفان از می‌توحید چو پیمانه زدند

عاشقان پا بسر جان بنهادند آنگاه

دست در زلف خم اندر خم جانانه زدند

دل صد چاک بدان طره تواند ره برد

بی سبب خود بجنون مردم فرزانه زدند

یکجهت باش که مردان حق از یکجهتی

خیمه بالاتر از این طارم نه گانه زدند

خرمنی نیست که ایمن بود از آتش عشق

این شرر بر دل هر عاقل و دیوانه زدند

باخبر باش که بیرون نبرندت از راه

رهزنانی که ره خلق به افسانه زند

چون صغیر از پی آنطایفه میپوی که پای

بسر عالمی از همت مردانه زدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷شاه اورنگ نشین فکر جهانی دارد
  2. شمارهٔ ۲۵۸گر نه برقع بر رخ آن مه جبین افتاده بود
  3. شمارهٔ ۲۵۹زان فرقه بپرهیز که پرهیز ندارند
  4. شمارهٔ ۲۶۰مرا که جرم ز اندازه بیشتر باشد
  5. شمارهٔ ۲۶۱هر چه از اصلش جدا گردید باز آنجا رود
  6. شمارهٔ ۲۶۲بزلفش در کشاکش با صبا و شانه خواهم شد
  7. شمارهٔ ۲۶۳یاران ره عشق منزل ندارد
  8. شمارهٔ ۲۶۴مراست نام علی بهر جسم و جان تعویذ
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.