پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

ساقی از رطل گران دوش سبکبارم کرد

تهی از خویش به یک ساغر سرشارم کرد

کاش از این زودتر‌ام وختی استاد مرا

پیشهٔ عشق که وارسته ز هر کارم کرد

عجب از صورت زیبای تو ای معنی حسن

که تماشای تو چون صورت دیوارم کرد

جلوه داد آن که گل روی ترا در نظرم

سیر از سیر گل و گردش گلزارم کرد

بیشتر دارمت از جان خود ایدوست عزیز

گرچه عشقت ببر خلق جهان خوارم کرد

شکرلله شدم آزاد ز هر دام که بود

تا که تقدیر بدام تو گرفتارم کرد

سالها معتکف صومعه بودم آخر

عشقت انگشت نمای سر بازارم کرد

فخرم این بس بدو عالم که خدا همچو صغیر

یکجهت بندهٔ درگاه ده و چارم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵اهل دل بر در دل حلقه چو رندانه زدند
  2. شمارهٔ ۲۵۶دیدی چگونه عزم سفر آن نگار کرد
  3. شمارهٔ ۲۵۷شاه اورنگ نشین فکر جهانی دارد
  4. شمارهٔ ۲۵۸گر نه برقع بر رخ آن مه جبین افتاده بود
  5. شمارهٔ ۲۵۹زان فرقه بپرهیز که پرهیز ندارند
  6. شمارهٔ ۲۶۰مرا که جرم ز اندازه بیشتر باشد
  7. شمارهٔ ۲۶۱هر چه از اصلش جدا گردید باز آنجا رود
  8. شمارهٔ ۲۶۲بزلفش در کشاکش با صبا و شانه خواهم شد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.