پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

دل نیست هر آندل که دلارام ندارد

بی روی دلارام دل آرام ندارد

هر کار ز آغاز به انجام توان برد

عشق است که آغاز وی انجام ندارد

یک خاصیت عشق همین است که عاشق

هیچ آگهی از گردش ایام ندارد

گفتند بمجنون بنما خانهٔ خود گفت

آن خانه که دیوار و در و بام ندارد

افتاد بدام سر زلفش دل و گفتم

این مرغ رهایی دگر از دام ندارد

پیغام بدان شوخ فرستاده‌ام ‌اما

ترسم که مرا گوش به پیغام ندارد

تنها نه صغیر است هوادار وصالش

آنکو که به دل این طمع خام ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴کس از آن زلف و از آن خال نیارد دم زد
  2. شمارهٔ ۲۵۵اهل دل بر در دل حلقه چو رندانه زدند
  3. شمارهٔ ۲۵۶دیدی چگونه عزم سفر آن نگار کرد
  4. شمارهٔ ۲۵۷شاه اورنگ نشین فکر جهانی دارد
  5. شمارهٔ ۲۵۸گر نه برقع بر رخ آن مه جبین افتاده بود
  6. شمارهٔ ۲۵۹زان فرقه بپرهیز که پرهیز ندارند
  7. شمارهٔ ۲۶۰مرا که جرم ز اندازه بیشتر باشد
  8. شمارهٔ ۲۶۱هر چه از اصلش جدا گردید باز آنجا رود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.