پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۱

هر صاحب نامی دمی آرام ندارد

آسوده دل آنکو بجهان نام ندارد

منعم تو و آنخانهٔ پرگندم و صد غم

درویش جوی غصهٔ ایام ندارد

آن مرغ که رقصان شده از دیدن دانه

بیچاره مسکین خبر از دام ندارد

آغاز مکن کجروی ای دوست که هر کار

بیرون رود از راستی انجام ندارد

آن بنده تمامست که بر درگه سلطان

در خدمت خود دیده بر انعام ندارد

با بخت هنر سود دهد بهر تو آری

زحمت مکش ار طالعت اقدام ندارد

ز اسلام ملاف ار بدلت مهر علی نیست

کافر دل تو راه به اسلام ندارد

سلطان نجف آنکه ببام شرف او

ره تا به ابد طایر اوهام ندارد

تا گشت صغیر از دل و جان بندهٔ آنشاه

اندوه ز انبوهی آثام ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۳ساقی از رطل گران دوش سبکبارم کرد
  2. شمارهٔ ۲۵۴کس از آن زلف و از آن خال نیارد دم زد
  3. شمارهٔ ۲۵۵اهل دل بر در دل حلقه چو رندانه زدند
  4. شمارهٔ ۲۵۶دیدی چگونه عزم سفر آن نگار کرد
  5. شمارهٔ ۲۵۷شاه اورنگ نشین فکر جهانی دارد
  6. شمارهٔ ۲۵۸گر نه برقع بر رخ آن مه جبین افتاده بود
  7. شمارهٔ ۲۵۹زان فرقه بپرهیز که پرهیز ندارند
  8. شمارهٔ ۲۶۰مرا که جرم ز اندازه بیشتر باشد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.