پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

مدد ز چشم پر آبم سحاب می‌خواهد

مگر خدای جهان را خراب میخواهد

فشانده‌ام بدل خویش تخم مهر و وفا

نگریم از چه که اینکشته آب میخواهد

نقاب بسته یرخ یار بهر شورش خلق

وگر نه روی نکو کی نقاب میخواهد

بقد و کاکل او گو بیا مشاهده کن

فراز سر و کس ار مشگ ناب میخواهد

کمان ابروی او گو ببین کس ار بجهان

نشان ز تیغ کج بوتراب میخواهد

خراب کن همه عضوم بغیر حلقه چشم

چرا که توسن نازت رکاب میخواهد

فدای حلقه چشم خمارت ای ساقی

از این پیاله دل من شراب میخواهد

به پختگی همه را جستم از کتابی می

هر آنچه زاهد خام از کتاب می‌خواهد

اگر همیشه خرابیم ما چه جای سخن

که پیر میکده ما را خراب میخواهد

صغیر اگر طلبد مهر یار این نه عجب

که ذره پروری از آفتاب میخواهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴در ملک وجود آنچه که از خاک برآید
  2. شمارهٔ ۲۱۵سهی قد تو به سرو کنار جو ماند
  3. شمارهٔ ۲۱۶چون بدل ناوک آن شوخ پری زاد‌ آمد
  4. شمارهٔ ۲۱۷عاقبت دلا دیدی کار یار و من چون شد
  5. شمارهٔ ۲۱۸ایدل این شوخ پریوش که چنین میگذرد
  6. شمارهٔ ۲۱۹تا لبم بوسه چند از تو دلارام نگیرد
  7. شمارهٔ ۲۲۰برافکن پرده تا خورشید تابان از سما افتد
  8. شمارهٔ ۲۲۱هر زمان زلف چو زنجیر توام یاد آید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.