پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

در ملک وجود آنچه که از خاک برآید

آن به که عدم گردد و از تاک برآید

خورشید فلک تیره شود روز جهان شب

گر دود دل من سوی افلاک برآید

یکتن ز همه خلق جهان زنده نماند

آن روز که شمشیر تو بی باک برآید

مقتول خم ابروی تو روز قیامت

از زیر لحد با دل صد چاک برآید

دانی چه بود صیقل آئینهٔ خاطر

آهی که سحر از دل غمناک برآید

جز عجز و تضرع ببرت تحفه چه آریم

خاکیم و بجز عجز چه از خاک برآید

در حشر کند دوزخیان را که بهشتی

این کار صغیر از شه لولاک برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶چون بدل ناوک آن شوخ پری زاد‌ آمد
  2. شمارهٔ ۲۱۷عاقبت دلا دیدی کار یار و من چون شد
  3. شمارهٔ ۲۱۸ایدل این شوخ پریوش که چنین میگذرد
  4. شمارهٔ ۲۱۹تا لبم بوسه چند از تو دلارام نگیرد
  5. شمارهٔ ۲۲۰برافکن پرده تا خورشید تابان از سما افتد
  6. شمارهٔ ۲۲۱هر زمان زلف چو زنجیر توام یاد آید
  7. شمارهٔ ۲۲۲ما را به یمن عشق روا از توکام شد
  8. شمارهٔ ۲۲۳یار بی پرده عبث پرده ز عارض نگشاید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.