پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۵

سهی قد تو به سرو کنار جو ماند

بچشم من بنشین کان بجو نکو ماند

در ازی شب هجران دلم فسرد ‌اما

از این خوشم که بدان زلف مشگبو ماند

چو چشم مست تو نرگس بدید شد بیمار

برای اینکه بگویند این باو ماند

همیشه چشم ترا هست میل خون ریزی

خود این به مردم بی باک فتنه جو ماند

چه آرزوست ندانم که سوز آه صغیر

بسوز آه دل پر ز آرزو ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۷عاقبت دلا دیدی کار یار و من چون شد
  2. شمارهٔ ۲۱۸ایدل این شوخ پریوش که چنین میگذرد
  3. شمارهٔ ۲۱۹تا لبم بوسه چند از تو دلارام نگیرد
  4. شمارهٔ ۲۲۰برافکن پرده تا خورشید تابان از سما افتد
  5. شمارهٔ ۲۲۱هر زمان زلف چو زنجیر توام یاد آید
  6. شمارهٔ ۲۲۲ما را به یمن عشق روا از توکام شد
  7. شمارهٔ ۲۲۳یار بی پرده عبث پرده ز عارض نگشاید
  8. شمارهٔ ۲۲۴اگر از عشق به طور دلت اشراق آید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.