پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

تا لبم بوسه چند از تو دلارام نگیرد

نشود جان ز غم آزاد و دل آرام نگیرد

همه را بوسه عطا کردی و کردی ز غم آزاد

این غم ماست که آغاز وی انجام نگیرد

وعظ واعظ ز چه دانی نکند جا بدل ما

پختگانیم که در ما سخن خام نگیرد

زاهد از خرقه سالوس مشو غره که ساقی

صد چنین جامه بها بهر یکی جام نگیرد

نرسیده است بسر منزل‌ آمال کس آری

هیچکس کام از این زال جهان نام نگیرد

گو رها کرد شکار و تن او گور فرو برد

ابله آنکس که بخود پند ز بهرام نگیرد

جام می‌گیر و تو هم پیرو جم باش صغیرا

کس از این عالم فانی به از او کام نگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱هر زمان زلف چو زنجیر توام یاد آید
  2. شمارهٔ ۲۲۲ما را به یمن عشق روا از توکام شد
  3. شمارهٔ ۲۲۳یار بی پرده عبث پرده ز عارض نگشاید
  4. شمارهٔ ۲۲۴اگر از عشق به طور دلت اشراق آید
  5. شمارهٔ ۲۲۵دانی که دل بدلبر جانی چسان رسید
  6. شمارهٔ ۲۲۶چندانکه سیل دیده من بیشتر شود
  7. شمارهٔ ۲۲۷نه هر که تاخت بمیدان دلاوری داند
  8. شمارهٔ ۲۲۸ساقی چه باده بود که بر من حواله کرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.