پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

ما را به یمن عشق روا از توکام شد

صد شکر کار ما به محبت تمام شد

دوشین به بزم قصهٔ خوبان همی گذشت

تا عاقبت به نام تو ختم کلام شد

زین بعد ما و عشق تو زیرا که پیش از این

پختیم هر خیال به عشق تو خام شد

با یاد موی و روی تو ما را چه سالها

هی شام و صبح گشت و همی صبح و شام شد

در حیرتم که راحتی اندر زمانه چیست

یا بهر عاشقان تو راحت حرام شد

از من به مرغهای چمن ای صبا بگوی

کان مرغ پرشکسته گرفتار دام شد

از جامه‌ها نبود مرا غیر حرقه ئی

آن خرقه هم به میکده در رهن جام شد

گردون بود کمینه غلامی ز درگهش

آن‌کو به درگه شه مردان غلام شد

از روی سعی کعبه کند طوف آن دلی

کو از صفا محبت وی را مقام شد

مهرش مجو صغیر ز هر سفلهٔ دنی

این نعمت عظیم نصیب عظام شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴اگر از عشق به طور دلت اشراق آید
  2. شمارهٔ ۲۲۵دانی که دل بدلبر جانی چسان رسید
  3. شمارهٔ ۲۲۶چندانکه سیل دیده من بیشتر شود
  4. شمارهٔ ۲۲۷نه هر که تاخت بمیدان دلاوری داند
  5. شمارهٔ ۲۲۸ساقی چه باده بود که بر من حواله کرد
  6. شمارهٔ ۲۲۹می بنوش اکنون که چون هنگام محشر میشود
  7. شمارهٔ ۲۳۰ترکان چشم او پی خونریزی منند
  8. شمارهٔ ۲۳۱دل آنچه داشت در بر دلبر نیاز کرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.