پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

می بنوش اکنون که چون هنگام محشر میشود

تاک طوبی گردد و خمخانه کوثر میشود

نوش آندردی که چون در ساغر صافش کنی

عکس موجودات عالم نقش ساغر میشود

زاهدان از زهد خشک و ما بمی تر دامنیم

آتش آیا شعله ور در خشگ یا تر میشود

جان برقص آید مدامم زانکه هر سو بنگرم

پیش چشمم صورت جانان مصور میشود

چون معلق زلف او دیدم بآذرگون عذار

شد یقینم کافران را جا در آذر میشود

کوهکن زد تیشه بر سر خویش را از پا فکند

تا بدانی طی راه عشق از سر میشود

نگذری تا در ره جانان ز جان خود صغیر

کی حیات جاودان بهرت میسر میشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱دل آنچه داشت در بر دلبر نیاز کرد
  2. شمارهٔ ۲۳۲هر دل به ‌امیدی پی دلدار برآمد
  3. شمارهٔ ۲۳۳دلم نظر سوی آن زلف پرشکن دارد
  4. شمارهٔ ۲۳۴بخدا رسد هر آن دل که پی هوا نباشد
  5. شمارهٔ ۲۳۵نگارا جانم از هجر تو نالان تا بکی باشد
  6. شمارهٔ ۲۳۶بکوی میکده بس بیهشان مدهوشند
  7. شمارهٔ ۲۳۷بر آستانهٔ میخانه خاکسارانند
  8. شمارهٔ ۲۳۸تیر رستم چو خدنک مژه ات تیز نبود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.