پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

بکوی میکده بس بیهشان مدهوشند

که قطب دایرهٔ عقل و دانش وهوشند

کنند پر ز هیاهو نه آسمان را لیک

نشسته پیش تو لب بسته اند و خاموشند

درون جان خود از شوق آتشی دارند

کز آن بسان خم می‌مدام در جوشند

ملک به شیشه کند قطرهٔی اگر بچکد

از آن پیاله که این قوم باده می‌نوشند

تو همنشین رقیبی و با حبیب این قوم

درون خلوت دل روز و شب هم آغوشند

تراست سعی به تن پروری ولی ایشان

براه دوست همی در هلاک خود کوشند

نموده اند لباس برهنگی در بر

مگر که پرده بر اسرار خویشتن پوشند

صغیر کیفیت اهل عشق می‌گویی

بگو که مجلسیان پای تا بسر گوشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸تیر رستم چو خدنک مژه ات تیز نبود
  2. شمارهٔ ۲۳۹بندهٔ پادشهی باش که درویش بود
  3. شمارهٔ ۲۴۰همه صحبت ز فراق وز وصالش دارند
  4. شمارهٔ ۲۴۱خدا را جمع نتوان با هوا کرد
  5. شمارهٔ ۲۴۲بعد مرگ ار بسرم آن بت طناز آید
  6. شمارهٔ ۲۴۳بحشر عفو اله ار پناه خواهد بود
  7. شمارهٔ ۲۴۴جهان که هر دی و هر نوبهار گرید و خندد
  8. شمارهٔ ۲۴۵دلم به طرهٔ پرچین یار افتد و خیزد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.