پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۴

جهان که هر دی و هر نوبهار گرید و خندد

بروزگار من و عهد یار گرید و خندد

خوش است گریهٔ مینا و خندهٔ لب ساغر

علی الخصوص که در لاله زار گرید و خندد

خطاست گریه و بیهوده است خنده آنکس

که جز بفرقت و وصل نگار گرید و خندد

خوش آنکه یار چو پروانه‌ام ببزم محبت

بسوزد و بغمم شمع وار گرید و خندد

بحال زار من است و بیاد روی نگارم

چنین که ابر و چمن در بهار گرید و خندد

مخند بر من اگر بیخودانه گریم و خندم

اسیر عشق نه از اختیار گرید و خندد

صغیر ره ندهد بی سبب بخود غم و شادی

عتاب و مهر چو بیند ز یار گرید و خندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۶آنکه از دوری او دیدهٔ ما دریا بود
  2. شمارهٔ ۲۴۷غم عشقت نه همین قصد دل و جانم کرد
  3. شمارهٔ ۲۴۸دل ز قید غمت ای دوست رها نتوان کرد
  4. شمارهٔ ۲۴۹شهان که مالک اورنگ و صاحب تاجند
  5. شمارهٔ ۲۵۰ندهی کام مرا از لب خندان تا چند
  6. شمارهٔ ۲۵۱هر صاحب نامی دمی آرام ندارد
  7. شمارهٔ ۲۵۲دل نیست هر آندل که دلارام ندارد
  8. شمارهٔ ۲۵۳ساقی از رطل گران دوش سبکبارم کرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.