پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

تیر رستم چو خدنک مژه ات تیز نبود

تیغ او چون خم ابروی تو خونریز نبود

ز آنچه گفتیم و شنیدیم حدیثی الحق

چون حدیث سر زلف تو دلاویز نبود

چه بلایی تو که هرگونه بلا را بجهان

چون بدیدم جز از آن قد بلاخیز نبود

هر چه در میکده رفتم به میان عشاق

جز صفا و سخن معرفت‌ام یز نبود

هر چه در مدرسه رفتم به میان زهاد

غیر بحث و سخنان جدل انگیز نبود

آنکه پرهیز همی کرد ز اسم باده

یارب از مال یتیمش ز چه پرهیز نبود

تا بیاد لب جانانه سخن گفت صغیر

کی ز لب در عورض گفته شکرریز نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰همه صحبت ز فراق وز وصالش دارند
  2. شمارهٔ ۲۴۱خدا را جمع نتوان با هوا کرد
  3. شمارهٔ ۲۴۲بعد مرگ ار بسرم آن بت طناز آید
  4. شمارهٔ ۲۴۳بحشر عفو اله ار پناه خواهد بود
  5. شمارهٔ ۲۴۴جهان که هر دی و هر نوبهار گرید و خندد
  6. شمارهٔ ۲۴۵دلم به طرهٔ پرچین یار افتد و خیزد
  7. شمارهٔ ۲۴۶آنکه از دوری او دیدهٔ ما دریا بود
  8. شمارهٔ ۲۴۷غم عشقت نه همین قصد دل و جانم کرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.