پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

بر آستانهٔ میخانه خاکسارانند

که در‌ امور فلک صاحب اختیارانند

مبین به خفّتشان کاین برهنه پا و سران

همه به مملکت عشق تاجدارانند

همیشه مرد خدا گوهری بود کمیاب

و لیک چون من و شیخ ریا هزارانند

ز نادرستی ما آسمان نگون باید

از آن بپاست که در ما درستکارانند

ترا که تاب بلا نیست دم ز عشق مزن

حریف بار غم عشق برد بارانند

که گفت نیست دل بیغم اندر این عالم

که فارغ از غم ایام میگسارانند

صغیر بندهٔ شاهی است کز سر تسلیم

غلام درگه آن شاه شهریارانند

علی که دیو و دد و جن و انس و وحش و طیور

ز سفرهٔ کرمش جمله ریزه خوارانند

به لطف او نه همین من‌ امیدوارم و بس

که کاینات به لطفش امیدوارانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹بندهٔ پادشهی باش که درویش بود
  2. شمارهٔ ۲۴۰همه صحبت ز فراق وز وصالش دارند
  3. شمارهٔ ۲۴۱خدا را جمع نتوان با هوا کرد
  4. شمارهٔ ۲۴۲بعد مرگ ار بسرم آن بت طناز آید
  5. شمارهٔ ۲۴۳بحشر عفو اله ار پناه خواهد بود
  6. شمارهٔ ۲۴۴جهان که هر دی و هر نوبهار گرید و خندد
  7. شمارهٔ ۲۴۵دلم به طرهٔ پرچین یار افتد و خیزد
  8. شمارهٔ ۲۴۶آنکه از دوری او دیدهٔ ما دریا بود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.