پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

بعد مرگ ار بسرم آن بت طناز آید

عجبی نیست اگر جان بتنم باز آید

هر زمان دانهٔ خالش بخیالم گذرد

مرغ جان را بسر اندیشهٔ پرواز آید

ای عجب من طمع وصل زیاری دارم

کز پی کشتن عشاق بصد ناز آید

از کرامت بر لعلش که تواند دم زد

عیسی اینجا ز پی دیدن اعجاز آید

نشنوم بانگ مؤذن دگر از مسجد شهر

بس بکوش دلم از میکده آواز آید

زاهدا چون نکند بر تو اثر نالهٔ نی

سنگ در ناله ز جانسوزی این ساز آید

راستی در سر عشاق فزون گردد شور

مطرب بزم چو از شور بشهناز آید

چشم خوبنار کند راز دلت فاش صغیر

بین چها بر سرت از مرد غماز آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴جهان که هر دی و هر نوبهار گرید و خندد
  2. شمارهٔ ۲۴۵دلم به طرهٔ پرچین یار افتد و خیزد
  3. شمارهٔ ۲۴۶آنکه از دوری او دیدهٔ ما دریا بود
  4. شمارهٔ ۲۴۷غم عشقت نه همین قصد دل و جانم کرد
  5. شمارهٔ ۲۴۸دل ز قید غمت ای دوست رها نتوان کرد
  6. شمارهٔ ۲۴۹شهان که مالک اورنگ و صاحب تاجند
  7. شمارهٔ ۲۵۰ندهی کام مرا از لب خندان تا چند
  8. شمارهٔ ۲۵۱هر صاحب نامی دمی آرام ندارد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.