پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

هر دل به ‌امیدی پی دلدار برآمد

زان جمله دل من پی دیدار برآمد

حالی همه جا مینگرم طلعت او را

صد شکر که کام دلم از یار برآمد

برگوش من آن زمزمه از جمله اشیاء

آید که ز منصور سر دار برآمد

بر در قدم یار بیفکندم و صد شکر

کز دست من دلشده این کار برآمد

جز اهل دل او را نشناسد و نبینند

با آنکه ز خلوت سر بازار برآمد

الحق که بود آیتی از حس و جمالش

هر گل که بطرف چمن از خار برآمد

می خواست که از اهل نظر دل برباید

با این همه کرو فر و آثار برآمد

حیف است نرفتن بخریداری آنشوخ

کانشوخ بدنبال خریدار برآمد

خوش چنک تو افکند بدان طره صغیرا

آهی که ترا از دل افکار برآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴بخدا رسد هر آن دل که پی هوا نباشد
  2. شمارهٔ ۲۳۵نگارا جانم از هجر تو نالان تا بکی باشد
  3. شمارهٔ ۲۳۶بکوی میکده بس بیهشان مدهوشند
  4. شمارهٔ ۲۳۷بر آستانهٔ میخانه خاکسارانند
  5. شمارهٔ ۲۳۸تیر رستم چو خدنک مژه ات تیز نبود
  6. شمارهٔ ۲۳۹بندهٔ پادشهی باش که درویش بود
  7. شمارهٔ ۲۴۰همه صحبت ز فراق وز وصالش دارند
  8. شمارهٔ ۲۴۱خدا را جمع نتوان با هوا کرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.