پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱

هر زمان زلف چو زنجیر توام یاد آید

دل دیوانه‌ام از غصه به فریاد آید

کبک قد تو مگر دیده که در طرف چمن

خنده اش بر قد سرو قد شمشاد آید

ز آه من روی تو افروخته گردد آری

گردد افروخته آتش چو بر آن باد آید

من که بی یاد مه روی تو نتوانم بود

چه شود کز منت از مهر دمی یاد آید

شب هر جمعه بدان ذوق بمیخانه روم

که مرخص شده طفل از بر استاد آید

کام شیرین شودم تلخ و سرشگم گلگون

هر دمم یاد ز ناکامی فرهاد آید

نتوان گفت که ناید بسرم یار صغیر

آید‌ اما چکنم کز ره بیداد آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۳یار بی پرده عبث پرده ز عارض نگشاید
  2. شمارهٔ ۲۲۴اگر از عشق به طور دلت اشراق آید
  3. شمارهٔ ۲۲۵دانی که دل بدلبر جانی چسان رسید
  4. شمارهٔ ۲۲۶چندانکه سیل دیده من بیشتر شود
  5. شمارهٔ ۲۲۷نه هر که تاخت بمیدان دلاوری داند
  6. شمارهٔ ۲۲۸ساقی چه باده بود که بر من حواله کرد
  7. شمارهٔ ۲۲۹می بنوش اکنون که چون هنگام محشر میشود
  8. شمارهٔ ۲۳۰ترکان چشم او پی خونریزی منند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.