پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

چندانکه سیل دیده من بیشتر شود

زان بیش آتش ستمش شعله ور شود

گفتم دلش به آه گدازم ولی مدام

سختی بر آن فزاید و این بی اثر شود

دوران هجر دلبر و ایام عمر من

آن هی طویل گردد و این مختصر شود

از پا روم به مدرسه وز سر بمیکده

کان راه طی بپا ولی این ره بسر شود

یارب که پیر میکده و شیخ مدرسه

آن برقرار باشد و این دربدر شود

نالد صغیر بر در دلدار خود مگر

آنشاه زین گدای درش باخبر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸ساقی چه باده بود که بر من حواله کرد
  2. شمارهٔ ۲۲۹می بنوش اکنون که چون هنگام محشر میشود
  3. شمارهٔ ۲۳۰ترکان چشم او پی خونریزی منند
  4. شمارهٔ ۲۳۱دل آنچه داشت در بر دلبر نیاز کرد
  5. شمارهٔ ۲۳۲هر دل به ‌امیدی پی دلدار برآمد
  6. شمارهٔ ۲۳۳دلم نظر سوی آن زلف پرشکن دارد
  7. شمارهٔ ۲۳۴بخدا رسد هر آن دل که پی هوا نباشد
  8. شمارهٔ ۲۳۵نگارا جانم از هجر تو نالان تا بکی باشد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.