پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

برافکن پرده تا خورشید تابان از سما افتد

خرامان شو دمی تا سرو در بستان ز پا افتد

صبا بر هم مزن چین سر زلفش که میترسم

ختن ویران شود آشوب در شهر ختا افتد

شنیدم آن پری از شهر خود عزم سفر دارد

چه خوشباشد گذار محملش در شهر ما افتد

دلم تا دید آن چاه ز نخدان و خم گیسو

چو یوسف گه بچاه و گه بزندان بلا افتد

نسازم قبله تا از طاق محراب دو ابرویش

نماز من کجا مقبول درگاه خدا افتد

سیه شد روزگارم چون خطش از حسرت خالش

که باید جای هندو بر لب آب بقا افتد

صغیر از بهر دیدارش نشیند بر سر راهش

بود کانشاه خوبان را نظر سوی گدا افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲ما را به یمن عشق روا از توکام شد
  2. شمارهٔ ۲۲۳یار بی پرده عبث پرده ز عارض نگشاید
  3. شمارهٔ ۲۲۴اگر از عشق به طور دلت اشراق آید
  4. شمارهٔ ۲۲۵دانی که دل بدلبر جانی چسان رسید
  5. شمارهٔ ۲۲۶چندانکه سیل دیده من بیشتر شود
  6. شمارهٔ ۲۲۷نه هر که تاخت بمیدان دلاوری داند
  7. شمارهٔ ۲۲۸ساقی چه باده بود که بر من حواله کرد
  8. شمارهٔ ۲۲۹می بنوش اکنون که چون هنگام محشر میشود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.