پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷

عاقبت دلا دیدی کار یار و من چون شد

حاصل من از عشقش دیدهٔ پر از خون شد

مهر اگر فزاید مهر از چه رو بآن مه من

هرچه مهر افزودم جور و کینش افزونشد

دوش مستی ما را جام می‌نشد باعث

بل ز غمزهٔ ساقی حال ما دگرگونشد

در جنون عشق ایدل نام هم بدل گردد

قیس در غم لیلی گفته گفته مجنون شد

خوی حاتمی باید نام حاتم ار خواهی

ورنه زر همان زر بد ننگ نام قارون شد

سرو قد جانانرا تا نشاند اندر دل

گفتهٔ صغیر الحق دلربا و موزون شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹تا لبم بوسه چند از تو دلارام نگیرد
  2. شمارهٔ ۲۲۰برافکن پرده تا خورشید تابان از سما افتد
  3. شمارهٔ ۲۲۱هر زمان زلف چو زنجیر توام یاد آید
  4. شمارهٔ ۲۲۲ما را به یمن عشق روا از توکام شد
  5. شمارهٔ ۲۲۳یار بی پرده عبث پرده ز عارض نگشاید
  6. شمارهٔ ۲۲۴اگر از عشق به طور دلت اشراق آید
  7. شمارهٔ ۲۲۵دانی که دل بدلبر جانی چسان رسید
  8. شمارهٔ ۲۲۶چندانکه سیل دیده من بیشتر شود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.