پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

چون بدل ناوک آن شوخ پری زاد‌ آمد

شست او را ز دل آواز مریزاد‌ آمد

دوش می‌گفت که با آتش عشقم چونی

ای عجب از من دل سوخته اش یاد‌ آمد

ای پری رو که تنت هست بنرمی چو حریر

سخت تر از چه دلت ز آهن و فولاد‌ آمد

دیگران نقل و می‌و بوسه گرفتند از تو

این منم کز تو نصیبم همه بیداد‌ آمد

تا ابد باد در میکده یارب مفتوح

زانکه هر غمزدهٔی رفت در آن شاد‌ آمد

هر که طفل دل خود داد بشاگردی عشق

به هنرهای جهان یکسره استاد‌ آمد

چند ای شمع شرر بر پر پروانه زنی

باخبر باش پی کشتن تو باد‌ آمد

بعد از آنی که ز شفقت دل شیرین شد نرم

آهنین تیشه شد و بر سر فرهاد‌ آمد

دوش بنوشت چو شرح ستم یار صغیر

دفتر اوراق شد و خامه به فریاد‌ آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸ایدل این شوخ پریوش که چنین میگذرد
  2. شمارهٔ ۲۱۹تا لبم بوسه چند از تو دلارام نگیرد
  3. شمارهٔ ۲۲۰برافکن پرده تا خورشید تابان از سما افتد
  4. شمارهٔ ۲۲۱هر زمان زلف چو زنجیر توام یاد آید
  5. شمارهٔ ۲۲۲ما را به یمن عشق روا از توکام شد
  6. شمارهٔ ۲۲۳یار بی پرده عبث پرده ز عارض نگشاید
  7. شمارهٔ ۲۲۴اگر از عشق به طور دلت اشراق آید
  8. شمارهٔ ۲۲۵دانی که دل بدلبر جانی چسان رسید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.