پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

هر کس نه بعشق از سر اخلاص قدم زد

از پای درافتاد و بسر دست ندم زد

آن یار عرب زادهٔ مابین که دو ترکش

یغمای عرب کرد و شبیخون بعجم زد

خون دل عشاق ز مژگان سیه ریخت

آندم که میان دو سیه چشم بهم زد

کردم ز طبیبی طلب داروی غم گفت

بایست که از تیشهٔ می‌ریشه غم زد

در مذهب رندان بتر از کفر دورنگیست

بایست که دم یا ز صمد یا ز صنم زد

از خوان فلک دست فرو شوی دلا چند

بتوان چو مگس دست بسر بهر شکم زد

چون جوز مرا مغز سر از کاسه برون شد

از بسکه فلک بر سر من سنگ ستم زد

خاموش صغیرا که بد اندرید حکمت

آن خام که بر صفحه تقدیر رقم زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳سر عشقت بدل خسته نهان خواهم کرد
  2. شمارهٔ ۲۱۴در ملک وجود آنچه که از خاک برآید
  3. شمارهٔ ۲۱۵سهی قد تو به سرو کنار جو ماند
  4. شمارهٔ ۲۱۶چون بدل ناوک آن شوخ پری زاد‌ آمد
  5. شمارهٔ ۲۱۷عاقبت دلا دیدی کار یار و من چون شد
  6. شمارهٔ ۲۱۸ایدل این شوخ پریوش که چنین میگذرد
  7. شمارهٔ ۲۱۹تا لبم بوسه چند از تو دلارام نگیرد
  8. شمارهٔ ۲۲۰برافکن پرده تا خورشید تابان از سما افتد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.