پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۸۸ - عبدالعفو

بود عبدالعفوت در جنایات

همانا واسطه کل خطیئات

نبیند هیچ در جائی جنایت

مگر او را کند عفو از عنایت

چنین دیدم که در ایام سابق

ز دنیا رفت مردی ناموافق

چو سنجیدند اعمالش ز هر سو

تهی بد نامه‌اش ز اعمال نیکو

جز این کو بود مردی بامیاسر

بسی می‌کرد عفو از کل معسر

غلامانرا سپردی بی زدستان

که بنمایند عفو از تنگدستان

ملایک را خطاب آمد ز خالق

که من اولی بعفوم از خلایق

من از وی کرده بودم عفوز آن پیش

که عفو از وی شود صادر بدرویش

نمودم عفو و از بهر نجاتش

بدل کرد بخوبی سیئاتش

گذشت او کرد از چون خود گدائی

زوی چون نگذرد کامل غنائی

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۹۰ - عبدمالک الملکدگر بشنو ز عبد مالک الملک
  2. بخش ۲۹۱ - عبدذی اجلال و الاکرامبیان ما ز عبد ذوالجلال است
  3. بخش ۲۹۲ - عبدالمقسطکمال عبد مقسط نیز بشناس
  4. بخش ۲۹۳ - عبدالجامعبعبدالجامع ارجوئی تخلق
  5. بخش ۲۹۴ - عبدالغنیز حق عبدالغنی دارد غنائی
  6. بخش ۲۹۵ - عبدالمغنیتو عبدالمغنی آن را دان بمعنی
  7. بخش ۲۹۶ - عبدالمانعتو عبدالمانع آنرا دان بواقع
  8. بخش ۲۹۷ - عبدالضار و النافعز عبدالضار و النافع شنو هم
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.