پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۶۹ - الصداء

صدا بر دل خطور ناپسند است

که از آثار نفس پرگزند است

فرو گیردبظلمت وجهه قلب

کند نور حقایق را ز دل سلب

شود از سیئات نفس حادث

کدورات نهانی راست باعث

صداها آید از نفس جهولش

کند محجوب ز انوار قبلوش

بزیر از اوج اقبالش کشاند

که بر حد رسوخش ره نماند

گر این حالت رسد باری بغایت

که هست آن بعد و حرمانرا نهایت

خود آنرا رین و ران گویند جمهور

صفی را دار یارب زین صدا دور

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۷۱ - الصفوهبود صوفت صفا از کدر اغیار
  2. بخش ۱۷۲ - صوره‌الحقگرت با صوره‌الحق است روئی
  3. بخش ۱۷۳ - صورالالهصورهای اله انسان کامل
  4. بخش ۱۷۴ - صوامع‌الذکرصوامع کان بذکر آمد معاین
  5. بخش ۱۷۵ - صورالارادهصورهای اراده گر بری پی
  6. بخش ۱۷۶ - باب الضاد الضنائنضنائن را اگر خواهی خصایص
  7. بخش ۱۷۷ - الضیاءضیاء آن روشنی باشد که در کار
  8. بخش ۱۷۸ - باب‌الطاء الطویلطویل آمد ز اسماء الهی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.