پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۷۲ - صوره‌الحق

گرت با صوره‌الحق است روئی

محمددان که صورت بند اوئی

خود این باشد اگر دانی مقامی

که هست آنرا محمد نیک نامی

تحقق باشد او را بر حقیقت

احدیت دگر هم واحدیت

گر اهل ذوق بودی داد تحقیق

احدیت دگر هم واحدیت

گر اهل ذوق بودی داد تحقیق

ترا می‌دادم اینجا بهر تشویق

ولی از عالم و جاهل چو این خلق

گرفتارند بر تقلید تا حلق

بسی من فیلسوفان را مقلد

بتقلیدات بینم هم مقید

نبرده هیچ بوی از علم و حکمت

حکم تحصیل کرده بهر صحبت

شود فارغ چو از تدریس اسفار

همان گاو است و تیر و سنگ عصار

مدان هر فیلسوفی کین چنینند

سبا هم کنجکاو و تیز بینند

غرض چون حال خلق این است چندی

زبان را در بیان بایست بندی

محمد صورت‌الحق است باری

حقیاق هم به او دارد قراری

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۷۴ - صوامع‌الذکرصوامع کان بذکر آمد معاین
  2. بخش ۱۷۵ - صورالارادهصورهای اراده گر بری پی
  3. بخش ۱۷۶ - باب الضاد الضنائنضنائن را اگر خواهی خصایص
  4. بخش ۱۷۷ - الضیاءضیاء آن روشنی باشد که در کار
  5. بخش ۱۷۸ - باب‌الطاء الطویلطویل آمد ز اسماء الهی
  6. بخش ۱۷۹ - الطاهربود طاهر که حق بی‌انحرافش
  7. بخش ۱۸۰ - طاهر الظاهربود آن طاهر الظاهر که عاصی
  8. بخش ۱۸۱ - طاهر الباطنبود آنطاهر الباطن که معصوم
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.