پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۷۶ - باب الضاد الضنائن

ضنائن را اگر خواهی خصایص

ز اهل الله مخصوصند و خالص

جدا از خلق و هم با حق انیسند

کند ضنت بایشان بس نفسیند

خدا را نیست ضنت بر خلایق

کند بخل او بجای غیر لایق

حقیقت بخل او هم عین جوداست

نداد از گنجت از بهر تو سود است

دهد طفلی چه گوهر بر مویزی

ندارد زانکه بر گوهر تمیزی

پدر ضنت کند بر وی جواهر

که وقت حاجتش باشد ذخایر

تو آن بهتر که نشناسی ولی را

نه بینی با رمد شمس جلی را

ضنائن‌الغرض حق را خواصند

که از اعراض خلقیت خلاصند

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۷۸ - باب‌الطاء الطویلطویل آمد ز اسماء الهی
  2. بخش ۱۷۹ - الطاهربود طاهر که حق بی‌انحرافش
  3. بخش ۱۸۰ - طاهر الظاهربود آن طاهر الظاهر که عاصی
  4. بخش ۱۸۱ - طاهر الباطنبود آنطاهر الباطن که معصوم
  5. بخش ۱۸۲ - طاهرالسربود آن طاهرالسر کوبکونین
  6. بخش ۱۸۳ - الطب الروحانیشنو از طب روحانی مقالات
  7. بخش ۱۸۴ - الطریقهطریقت ملک سلاک راهست
  8. بخش ۱۸۵ - التفریق بین الکامل و الغافلکسی کش نیست تاب ترک نانی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.