پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۵

اگر جفاست تلافی به مذهب تو وفا را

هزار بار فزون کم بود جفای تو ما را

مبر به باغ و میفزا غمم ز غارت گلچین

به دام یا قسم بال و پر ببند خدا را

فراقت آتش جان بر دهد به باد هلاکم

به خاک پایت اگر باز جویم آب بقا را

دوای ما همه دردی که مرگ باشدش از پی

به عهد درد تو گر آرزوکنیم دوا را

محبت دگران را به مهر ما چه شباهت

تفاوتی بود از یکدگر سهیل و سها را

ز نخل و گلبن و شمشاد و ارغوان چه سرایم

که گرد قد توکوته حدیث سرو رسا را

تو از خلوص صفا روی برمتاب صفایی

اگر چه دوست پذیرد به جای صدق ریا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷به نیم پرده که برداشت روی زیبا را
  2. شمارهٔ ۸ز یار دیده بدوز ای نظر تماشا را
  3. شمارهٔ ۹ندارم فرصت از شوق گرفتاری تماشا را
  4. شمارهٔ ۱۰میسر نیست آزادی ز تنها غیر تنها را
  5. شمارهٔ ۱۱شهره نه از عشق ما حدیث تو یارا
  6. شمارهٔ ۱۲به نام آنکه روان آفرید تن ها را
  7. شمارهٔ ۱۳رو ترش ار کنی همی محتملم عتاب را
  8. شمارهٔ ۱۴آن کز جفا آموخت رسم و ره بیداد را
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.