پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

آن کز جفا آموخت رسم و ره بیداد را

کاش از وفا آموزدت چندی طریق داد را

ما را فتاد این ماجرا، کس را چه باک از رنج ما

از صید پیکان بلا، نبود خبر صیاد را

لعلت که دل یاقوت او، خون جگرها قوت او

البته خونریزی است خو، خونخوار مادرزاد را

آن چشم و آن مژگان نگر، کآمد به خونریزی دگر

صد نیشتر یا بیشتر در کف یکی فصاد را

برقع ز روی دلستان، بردار تا سازی عیان

هم آتش نمرودیان، هم روضهٔ شداد را

از شور آن شیرین شکر، من سینه کندم او کمر

در پا فکندم سر به سر، افسانهٔ فرهاد را

در دل ستانی برده گو، خالش ز زلف وچشم و رو

عاجز نشد شاگرد او، تعلیم صد استاد را

در دام عشق افتاده ام، کاینسان دل ازکف داده ام

شنعت مزن کآماده ام، گه ناله گه فریاد را

عشق است و هرجا سرکشد، چون پادشه لشکر کشد

در بندطاعت درکشد، یک بنده صد آزاد را

از سنگ آمد سخت تر، دل کاندرو نبود اثر

ز آه صفایی کز شرر، مرهم کند پولاد را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶مردم عوض اشک فتد دیده ی تر را
  2. شمارهٔ ۱۷آن کآفرید روز اول اشتیاق را
  3. شمارهٔ ۱۸بهار آمد صبا زد چاک پیراهن به بر گل را
  4. شمارهٔ ۱۹الا ای باغبان بگذار یا بلبل دمی گل را
  5. شمارهٔ ۲۰کنون که سایهٔ تیغ تو بر سر است مرا
  6. شمارهٔ ۲۱بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرا
  7. شمارهٔ ۲۲گر بدین سان اشک بارد دیده در دامان مرا
  8. شمارهٔ ۲۳گر به سودای محبت رفت در پا جان مرا
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.