پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

به نام آنکه روان آفرید تن ها را

زبان نهاد به کام از کرم دهن ها را

دهان و کام و زبانی به کار برد و در او

به لطف تعبیه فرمود این سخن ها را

صلای عشق به عشاق زد ز پرده ی شور

پر از خروش و فغان ساخت انجمن ها را

زچرخ در گذرد تا سرو بلبل و سار

فزود فرهی از سرو وگل چمن ها را

نهاد در کف ترکان مست ز ابرو تیغ

که خفته در دل خون بنگر دیدن ها را

نگاشت بر رخ خوبان زخط نقوش شگرف

که دل به چاه فتنه ها فتد و فتن ها را

سپاه غمزه به چشم سیه سپرد و شکست

به صرف نیم نظر قلب صف شکن ها را

عذار گل بدنان را لباس نسرین دوخت

که لاله گون کند از خون دل کفن ها را

اسیر زلف پریشان شوند تا جمعی

قرار داد به موی بتان شکن ها را

به قد سیم بران از حریر حسن برید

قبای ناز و قباکرد پیرهن ها را

صفایی از صفت تنهای خصم جان نبرد

مگر تو یار شوی این غریب تنها را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴آن کز جفا آموخت رسم و ره بیداد را
  2. شمارهٔ ۱۵ای آتش از رخت به درون لاله زار را
  3. شمارهٔ ۱۶مردم عوض اشک فتد دیده ی تر را
  4. شمارهٔ ۱۷آن کآفرید روز اول اشتیاق را
  5. شمارهٔ ۱۸بهار آمد صبا زد چاک پیراهن به بر گل را
  6. شمارهٔ ۱۹الا ای باغبان بگذار یا بلبل دمی گل را
  7. شمارهٔ ۲۰کنون که سایهٔ تیغ تو بر سر است مرا
  8. شمارهٔ ۲۱بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرا
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.