پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

چاره ی اندوه را ساقی نبینم جز شراب

هر قدر آبادم افزون خواهی افزون کن خراب

واعظ از نیران سخن راند من از کوثر بلی

باشد او را طبع آتش هست ما راخوی آب

فتنه ی بابل به بیداری دگر کس ننگرد

یک ره از هاروت جادوی ترا بیند به خواب

گر سحاب چشم من خون بارد از غم نی عجب

این عجب کآورده ای صد دجله آب از یک حباب

شد قوی سختش قوی تا دل بدان رخ دیده دوخت

کی فتور آید کتان را تار و پود از ماهتاب

از جزا مندیش اگر بی جرم ریزی خون خلق

هر گناهی کز تو سر زد می نویسندش ثواب

دیر وانگذاشتم و ز غم خلاصم خواست زود

دانمش زین بی حسابی یافت مزدی بی حساب

کشت و از هجران مرا یکباره جان آسود و تن

دولتی دیگر که تیغش رحمت آورد از عذاب

آنقدر بگریستم در آتش سودای عشق

کز کلامم می نیابی جز بخاری برتراب

سوختن ز آتش بود اما صفایی عشق بین

کم به دل افروخت چندین آذر از یک التهاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵دل چو پر خون شد بدو دادم به قصدی ناصواب
  2. شمارهٔ ۴۶برای صبا به یارم امشب
  3. شمارهٔ ۴۷ترک کاوش کرد کیوان کوکب آمد یارم امشب
  4. شمارهٔ ۴۸به توصیف تو از فرط صباحت
  5. شمارهٔ ۴۹نگارینا تو با چندین ملاحت
  6. شمارهٔ ۵۰چو بخت از کین اختر غافلم ساخت
  7. شمارهٔ ۵۱نه جان از طعن تیغم آن قدر سوخت
  8. شمارهٔ ۵۲غمت بر تابه ی عشقم چنان سوخت
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.