پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

برای صبا به یارم امشب

کز دست غمت فگارم امشب

در پی کسیم بس این که ناچار

غم زیسته غمگسارم امشب

از شعله ی شوقت آتش افتاد

چون شمع به پود و تارم امشب

آتش رودش به جای خوناب

بر رخ دل داغدارم امشب

پروانه صفت چراغ دل فاش

جان سوخت به یک شرارم امشب

در تابه شوق و تاب دوری

چون زلف تو بیقرارم امشب

چون شمع سرشک آتشین ریخت

از دیده ی اشکبارم امشب

ای دل به تو هیچ کس نپرداخت

از روی تو شرمسارم امشب

زین صرصر فتنه زای هایل

برباد روم غبارم امشب

جز مرگ چه چاره ام صفایی

کافتاد اجل دوچارم امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸به توصیف تو از فرط صباحت
  2. شمارهٔ ۴۹نگارینا تو با چندین ملاحت
  3. شمارهٔ ۵۰چو بخت از کین اختر غافلم ساخت
  4. شمارهٔ ۵۱نه جان از طعن تیغم آن قدر سوخت
  5. شمارهٔ ۵۲غمت بر تابه ی عشقم چنان سوخت
  6. شمارهٔ ۵۳قضا چنانکه ترا طرز دلبری آموخت
  7. شمارهٔ ۵۴دلی در آتش عشقت سمندری آموخت
  8. شمارهٔ ۵۵دل از کسی نرباید بتم به جور و جلادت
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.