پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

دل از کسی نرباید بتم به جور و جلادت

که دل خود از پی او می رود به صدق و ارادت

به زیر تیغت اگر صید عشق دستی و پایی

نزد، شگفت مدار از کمال شوق شهادت

به خون خویش حریصم به خاک پایت از آن رو

که کار کشته کوی تو ختم شد به سعادت

کسی که روی تواش قبله نیست با همه کوشش

به اعتقاد من او را درست نیست عبادت

هرآنچه رفت مرا بر سر از شکنج جدایی

اگر ملول نگردی کنم بر تو اعادت

شکیب ما و وفای تو رو نهاد نقصان

چنانچه حسن تو هردم چو عشق ماست زیادت

هزار بار مریضت وفات یافته بودی

نبودی ار ز تو یک ره در انتظار عیادت

مسلم است ز شیرینی کلام که کامم

به شهد شوق تو برداشت دایه روز ولادت

به یک صفایی تنها جفا و جور نزیبد

ترا که با همه مهر و وفاست خصلت و عادت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷ترا تا ساقی مجلس رقیب است
  2. شمارهٔ ۵۸به هجرم صبح روشن شام تار است
  3. شمارهٔ ۵۹مرا امروز اختر سازگار است
  4. شمارهٔ ۶۰تا فتنه ی قامت توبرخاست
  5. شمارهٔ ۶۱نوشین لب یاقوتیش ار لعل مذاب است
  6. شمارهٔ ۶۲قتل عشاق نه از عارض او بیداد است
  7. شمارهٔ ۶۳مرا بس شکرها از کردگار است
  8. شمارهٔ ۶۴مرا چون تو یاری غم گسار است
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.