پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

ترا تا ساقی مجلس رقیب است

از آن مینا مرا حسرت نصیب است

به هجران منعم از افغان مفرمای

که کمتر درد ما بیش از شکیب است

خدا را با که گویم وز که جویم

خود آن درمان دردی کز طبیب است

نگنجد در بیان احوال مشتاق

که این معنی فزون از صد کتیب است

به امید وصالت در جدایی

ز من چندین شکیبایی عجیب است

به جادوی تو مفتونم که تن ها

زنخدان تو صد بابل فریب است

ز هفت اقلیم هر هفتت ستد باج

ترا کآن زلف و مژگان توپ و تیب است

بنازم لطف لیمویت که در بوی

به از صد بوستان نارنج و سیب است

حدیث حسن خویش از من چه پرسی

که اوصاف تو بیرون از حسیب است

زگل او شکوه دارد و ز تو من شکر

تفاوت ها مرا با عندلیب است

صفایی را جفا مپسند هرچند

وفا در ملک مهرویان غریب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹مرا امروز اختر سازگار است
  2. شمارهٔ ۶۰تا فتنه ی قامت توبرخاست
  3. شمارهٔ ۶۱نوشین لب یاقوتیش ار لعل مذاب است
  4. شمارهٔ ۶۲قتل عشاق نه از عارض او بیداد است
  5. شمارهٔ ۶۳مرا بس شکرها از کردگار است
  6. شمارهٔ ۶۴مرا چون تو یاری غم گسار است
  7. شمارهٔ ۶۵چه بسته ای که به بند وفا گرفتار است
  8. شمارهٔ ۶۶نه سر ز تیغ تو تنها بریدنم هوس است
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.