پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

دل چو پر خون شد بدو دادم به قصدی ناصواب

ساختم آماده مستی را شرابی با کباب

گفتمش در دور خط خواهم لبت بوسید گفت

تشنه را آری سراب از دور بنماید سراب

مهر کی زان کینه ورجویم که در هر باب و فصل

فصل مهر و کین زهم در کیش ترکان نیست باب

آنکه نتوانم ز غیرت همره او سایه دید

دیدمش خورشیدوش در چشم مردم بی حجاب

هرچه بهر مهرت افزودم به جان تن کاستم

جز تو نشنیدم کسی کآرد هلال از آفتاب

ملکجان از دولت عشقم سراپا پر غم است

این عجب جایی است کاندر عین آبادی خراب

شامگه خواندی سگم و ز کوی خود راندی سحر

لطف کردی مرحبا این هم عطایی با عتاب

پیش جانان عز خود، ذل رقیبان نزد دوست

زین دو بهتر یافت کی عاشق دعایی مستجاب

شد مرا مرهم پذیر از بوی زلفش زخم دل

کی جراحت دیده از زاهد زبان از مشک ناب

سر به سر تاریک و طولانی چرا بود اینقدر

راه ظلمات از برون آن طره پر پیچ و تاب

گر صفایی کام ها در پی حسابی یافت خصم

نزد حق یوم الحسابش نیست جز سودالحساب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷ترک کاوش کرد کیوان کوکب آمد یارم امشب
  2. شمارهٔ ۴۸به توصیف تو از فرط صباحت
  3. شمارهٔ ۴۹نگارینا تو با چندین ملاحت
  4. شمارهٔ ۵۰چو بخت از کین اختر غافلم ساخت
  5. شمارهٔ ۵۱نه جان از طعن تیغم آن قدر سوخت
  6. شمارهٔ ۵۲غمت بر تابه ی عشقم چنان سوخت
  7. شمارهٔ ۵۳قضا چنانکه ترا طرز دلبری آموخت
  8. شمارهٔ ۵۴دلی در آتش عشقت سمندری آموخت
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.