پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

ای در دلم زکاوش عشق تو خارها

دستان سرای گلشن حسنت هزارها

از رشک سرو قامت شمشاد سایه ات

سیلاب اشک می رود از جویبارها

بویی مگر ز زلف توآرد برای وی

دارد چمن به راه صبا انتظارها

گر ره برند بر سر کویت بهار و دی

پهلو تهی کنند ز گلشن هزارها

نازم به چهره و زلف تو کز حسن رنگ و بوی

آزرم تبت آمد و شرم تتارها

دامن کشان به خاک شهیدان چو بگذری

آید هزار دست برون از مزارها

گه لابه گاه گریه گهی ناله گه خروش

عمری به بوی وصل تو کردم چه کارها

ما درمیان موج چنین قلزمی غریق

خلقی به ما نظاره کنان ازکنارها

محتاج تیپ غمزه و توپ دو زلف نیست

آن کو به یک اشاره گشاید حصارها

نوشین لب تو چیست میان سواد خط

شهدی که مور بسته به دورش قطارها

خالش به غمزدگان کند اغرای دلبری

در حکم یک پیاده ی او بین سوارها

یک بار اگر به فرق صفایی نهی قدم

از جان و سر به پای تو ریزد نثارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲علی‌الصباح چه گل‌ها که در گلستان‌ها
  2. شمارهٔ ۴۳چاره ی اندوه را ساقی نبینم جز شراب
  3. شمارهٔ ۴۴لعل یار ار نبود لعل مذاب
  4. شمارهٔ ۴۵دل چو پر خون شد بدو دادم به قصدی ناصواب
  5. شمارهٔ ۴۶برای صبا به یارم امشب
  6. شمارهٔ ۴۷ترک کاوش کرد کیوان کوکب آمد یارم امشب
  7. شمارهٔ ۴۸به توصیف تو از فرط صباحت
  8. شمارهٔ ۴۹نگارینا تو با چندین ملاحت
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.