پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

بگذر صبا به بزم جفا کرده یار ما

با وی پس از سلام بگو کای نگار ما

ما را در التزام صبوری ز هجر خویش

مفشار ز پا دگر که شد از دست کار ما

سلطان غم به ملک دل افتاد و چاره چیست

گر تاب این سپاه نیارد حصار ما

ما تشنه ی زلال توایم ار نه سال هاست

کاین سیل اشک می گذرد از کنار ما

روزی قدم بر او ننهادی و زین امید

عمری تخفت دیده ی شب زنده دار ما

چون خاک سر به پای تو جاوید سودمی

در کف گذاشتی فلک از اختیار ما

خیزیم از آستان تو روزی که بخت نیک

بر طرف دامن تو نشاند غبار ما

سر در رهت فکنده و شرمنده ام بسی

پیداست شرمساری ما از نثار ما

یک بار اگر به تربت عشاق بگذری

جان ها به جای سبزه دمد از مزار ما

افتاد تا به نامه نوشتم حدیث شوق

آتش به خامه از نفس شعله بار ما

از عاشقی هر آنچه صفایی رقم زدیم

در صفحه ی زمانه بود یادگار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹جور است اگرتلافی مهر و وفای ما
  2. شمارهٔ ۴۰ای در دلم زکاوش عشق تو خارها
  3. شمارهٔ ۴۱مشاطهٔ زیبایی آراسته چنبرها
  4. شمارهٔ ۴۲علی‌الصباح چه گل‌ها که در گلستان‌ها
  5. شمارهٔ ۴۳چاره ی اندوه را ساقی نبینم جز شراب
  6. شمارهٔ ۴۴لعل یار ار نبود لعل مذاب
  7. شمارهٔ ۴۵دل چو پر خون شد بدو دادم به قصدی ناصواب
  8. شمارهٔ ۴۶برای صبا به یارم امشب
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.