پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

چو اختیار به دست من و تو داد اله

درین میانه من ار بد کنم ترا چه گناه

به ذره ذره عالم چو بنگری نگری

ز شر و خیر در آنها نهاده اند دو راه

چو باطل از جدل آید پدید و حق به مثل

به صد شناخت توان جا به جا سفید و سیاه

چه بحر عالم امکان چه بر عرصه کون

رهی رود به کلیسا رهی به بیت الله

چو ناخدای که چون در سفینه بنشینی

بهر طرف که بخواهی ترا برد زان راه

نه بردنی که در آن بردنت دهد تفویض

نه رفتنی که از آن رفتنت بود اکراه

اگر به دیر خرامی و گر به سوی حرم

ترا به منزل مقصود آید او همراه

جهان چو قلزم و اعضای این بدن کشتی

تویی مسافر و آن ناخدا مشیت شاه

سپرده در کف مرد و زن اختیار طلب

از این دو راه یکی را بپای وکن در خواه

به امر اوست که هستی ز نیستی موجود

دقیقه ایت گذارد به خود معاذ الله

دمادم ار نفرستد مدد نخواهی بود

چه جای آن که به جای آوری ثواب وگناه

چو در ثواب شتابی ترا دهد توفیق

چو برگناه گرایی ترا کند آگاه

نصیحتی است که کردم دگر تو دانی و حق

چه پا به راه نهی یا به سر روی در چاه

صفایی از در دونان بتاب روی امید

گدای اوست که منت نمی کشد از شاه

ببر طمع ز لئیمان که کوه کوه نهند

به دوش منتت اندر ازای یک پر کاه

ترا ز رحمت حق کار بسته بگشاید

بیا بنه سر بیچارگی برین درگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴عقلم از آن چه برد بو قصه ی عشق یار به
  2. شمارهٔ ۳۴۵از توچون نام برم کز دهن آلوده
  3. شمارهٔ ۳۴۶چون کنم یاد توای دوست من آلوده
  4. شمارهٔ ۳۴۷زیر رخش آن گردن سیمین کشیده
  5. شمارهٔ ۳۴۸دوش مرا در غم تو همدم و هم رای
  6. شمارهٔ ۳۴۹دور چون با من رسید از بیخودی ساغر شکستی
  7. شمارهٔ ۳۵۰گر دل هوای عشق تو بر سر نداشتی
  8. شمارهٔ ۳۵۱برخاست از قیام تو ز آنسان قیامتی
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.