پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۸

دوش مرا در غم تو همدم و هم رای

آه سبک خیز بود و اشک گران پای

تا سحر از سینه خاست آه فلک سوز

تاکمر از دیده ریخت اشک شمرزای

مقروح افتاد هم زگریه مرا چشم

مجروح افتاد هم ز ناله مرا نای

گاه به خاکم نشست اشک زمین سیر

گه به سپهرم گذشت آه فلک سای

اشک جهانگیر من دوید بهر جوی

آه فلک گرد من رسید بهر جای

بسترم از آب دیده ماند تراتر

پیکرم از تاب سینه سوخت سرا پای

رفت به چرخم فغان هاویه پیوند

ریخت به خاکم سرشک بادیه پیمای

دیده ام از افتراق گریان چون ناو

سینه ام از التهاب نالان چون نای

شب همه هم راز و هم نشین صفایی

ناله ی جانکاه بود و اشک غم افزای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۰گر دل هوای عشق تو بر سر نداشتی
  2. شمارهٔ ۳۵۱برخاست از قیام تو ز آنسان قیامتی
  3. شمارهٔ ۳۵۲گفتم بگویمت که صنوبر به قامتی
  4. شمارهٔ ۳۵۳مگو از بندت ای صیاد خرسندم به آزادی
  5. شمارهٔ ۳۵۴میثاق دوش را ز اول وفا نکردی
  6. شمارهٔ ۳۵۵تاهمچو من از عشق گرفتار نگردی
  7. شمارهٔ ۳۵۶چشم یوسف گر به خواب آن چهر عالمتاب دیدی
  8. شمارهٔ ۳۵۷ماه کنعانی اگر در مصر معنی روت دیدی
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.