پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۷

ماه کنعانی اگر در مصر معنی روت دیدی

زال‌سان از فرط حیرت خویش را فرتوت دیدی

تا ابد بستی در دکان سحاری و افسون

چشم هاروت ار به خواب آن نرگس جادوت دیدی

سوختی از تاب خجلت خون شدی از غیرتش دل

گر یکی لعل شکرخای ترا یاقوت دیدی

دیده ز اول گر بدیدی خود بدین دستت خرامان

سَروْبُن را دار خواندی نخل را تابوت دیدی

دل شدی چون نافه خون از شرم آهوی ختن را

گر عبیرانگیزی آن زلف چون هندوت دیدی

برد چشمت شیرمردان را به تحریک تو از ره

اوستادی خود و صیادی آهوت دیدی

بار چندین دل کشیدی مدتی بر دوش و کس را

نیست تقصیر این تطاول‌ها خود از گیسوت دیدی

زخم را کاری زدی هان یک دم از بهر تماشا

مفکنم یک باره از پا قوت بازوت دیدی

کاش آن کو پهلو از غیر تو خالی کرده یارب

جای دل یک شب به کام خویش در پهلوت دیدی

یک نفس دور از تو از زانوی حسرت برندارم

آن سری کش گه به پا گه بر سر زانوت دیدی

خود نپرسیدی صفایی را که کبود چیست کارش

روز و شب با آنکه عمری شد کش اندر کوت دیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۹به هجرانت مرا با جان خود جنگ است پنداری
  2. شمارهٔ ۳۶۰نبود و نیست ترا جز جفای من کاری
  3. شمارهٔ ۳۶۱به پایت حاصلم زین سر سپاری
  4. شمارهٔ ۳۶۲به کیش من که حرام است غیر فکر تو کاری
  5. شمارهٔ ۳۶۳سر به فتراکم نخواهی بست بعد از جان‌سپاری
  6. شمارهٔ ۳۶۴ای چشم یار بس که دل آشوب و دلبری
  7. شمارهٔ ۳۶۵ای زاغ زلف یار از آن رخ در آذری
  8. شمارهٔ ۳۶۶ای زلف یار بس که پر از چین و چنبری
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.