پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۶

ای زلف یار بس که پر از چین و چنبری

دلبند و دل پذیر و دل آویز دلبری

مویی ولی چه موی که بهر شکست ما

پیچیده تر ز مار و قوی تر ز اژدری

تر دست و چابک و چالاک در عمل

گرچه سیاه و سوخته و خشک و لاغری

در هر خم کمند تو نالان هزار دل

مگشا ز هم که گویمت آشوب محشری

پیداست زین کژی و سیاهی که مو به مو

چون هر سیه درون کژ آیین ستمگری

بر چهر مهر تابش وی عاشقی مگر

کآشفته روزگار و پراکنده خاطری

یا پای بست آن لب و دندان نوشخند

یا پاسبان مخزن یاقوت و گوهری

گه دست بر رخش کش وگه سرفکن به پای

آخر چرا ز بخت پریشان مکدری

در آفتاب رخ ز عطش سوختی چرا

با آنکه بر کناره تسنیم وکوثری

جان بخش درحضوری و دور از تو در غیاب

وز عضو عضوم از سر هر موی نشتری

زین پس لقب نه مشک و نه عنبر نهم تو را

کز هر چه خوانمت به ستایش فزون تری

از هر شکنج و چین و خم و پیچ و تاب و بند

صد نافه مشک نابی و صد توده عنبری

خوشبوتری ز عنبر سارا و مشک چین

ور باز این دو گویمت از جای دیگری

گل بویی آنقدر که زهر تار تار موی

تاتارها چو جیب صبا نافه گستری

از فضل زلف یار صفایی ترا صلت

این بس که از سرایت وصفش معطری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۸ای قد یار بسکه دل آرای و دلبری
  2. شمارهٔ ۳۶۹وه این میان یار چه باریک و لاغری
  3. شمارهٔ ۳۷۰ای چهر یار وه که چه پاکیزه منظری
  4. شمارهٔ ۳۷۱یار از رخ نکرده جلوه گری
  5. شمارهٔ ۳۷۲شد مرا عمر در وفا سپری
  6. شمارهٔ ۳۷۳تو نبودی نکوتر ار ز پری
  7. شمارهٔ ۳۷۴بدین جمال که دل می بری ز دست پری
  8. شمارهٔ ۳۷۵سعادتی است زمین را تو چون بر آن گذری
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.