پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

رسید جان به لبم ز انتظار و تیغ کشیدی

فدای دست تو زودم بکش که دیر رسیدی

زدی چو زخم و فکندی نکشته مگذرم از سر

که دیده بر سر راهت گشوده ام به امیدی

نه درد دل به توگفتم نه رازی از تو شنفتم

مرا نداد تماشا مجال گفت و شنیدی

ترا چه شد که ز قهر و غرور و ناز و مناعت

پس از فکندن و بستن، ز صید خویش رمیدی

مرا به عشق تو زین پس ملامتی نکندکس

چرا که پرده پرهیز شیخ و شاب دریدی

گزند غارت گلچین به سیر باغ نیرزد

به گوشه ی قفس ای مرغ دل چرا نخزیدی

ز گلشنت همه در دل خلید خار تغابن

عبث ز حلقه ی دامش به آشیانه پریدی

ز ناله های من آسوده نیست خاطر جانان

چه بودی ار عوض اشک دل ز دیده چکیدی

غم حبیب به چشم رقیب می ننمودم

گر اشک پرده در از دیده بر رخم ندویدی

به شست و بازوی صیاد نازمت که چو بسمل

به یک خدنگ صفایی به خون خویش طپیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰نبود و نیست ترا جز جفای من کاری
  2. شمارهٔ ۳۶۱به پایت حاصلم زین سر سپاری
  3. شمارهٔ ۳۶۲به کیش من که حرام است غیر فکر تو کاری
  4. شمارهٔ ۳۶۳سر به فتراکم نخواهی بست بعد از جان‌سپاری
  5. شمارهٔ ۳۶۴ای چشم یار بس که دل آشوب و دلبری
  6. شمارهٔ ۳۶۵ای زاغ زلف یار از آن رخ در آذری
  7. شمارهٔ ۳۶۶ای زلف یار بس که پر از چین و چنبری
  8. شمارهٔ ۳۶۷ای لعل نوش پرور جانان چه جوهری
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.