پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۴

ای چشم یار بس که دل آشوب و دلبری

از یک نگاه آفت هفتاد کشوری

بی هوشی است علت بیماریت نه ضعف

ز آن رو به کار دل شکری بس دلاوری

اسلامم از تو خفت به خون راستی چرا

چندین سیه درون و کژ آیین وکافری

قلب صفوف جان و دل ار صد وگر هزار

چون چار فوج غمزه به یک لحظه بر دری

اندوه هر درونی و آشوب هر دیار

غوغای هر سرایی و سودای هر سری

از تیغ غمزه با همه کژی به قتل ما

با نیزه های خطی خون ریز همسری

داغ درون و زخم دلم را بهر نظر

با صد هزار دشنه و زوبین برابری

نازم به جادوی توکه با صد هزار چشم

در عمر خویش چون تو ندیدم فسون گری

بیمار تندرستی و سرمست هوشیار

هندوی پاسبانی و سالار لشکری

از هر نظاره غیرت صد راغ آهویی

از هر اشاره خجلت صد باغ عبهری

مستغنیم ز می به تو کز هر نگاه گرم

از صد پیاله صاف ز دل غم زدا تری

یک رشحه از شراب تو کم ناید ای شگفت

نشنیده هیچ کس چو تو ساقی و ساغری

بهر نشاط و نشاه ی خود دانم آنقدر

کز باده بهتری و ندانم چه جوهری

از دامن وفای تو تا دست نگسلم

در پای دل مرا عوض خار خنجری

چون کار من ز حالت عاشق خراب تر

چون بخت من ز روز صفایی سیه تری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۶ای زلف یار بس که پر از چین و چنبری
  2. شمارهٔ ۳۶۷ای لعل نوش پرور جانان چه جوهری
  3. شمارهٔ ۳۶۸ای قد یار بسکه دل آرای و دلبری
  4. شمارهٔ ۳۶۹وه این میان یار چه باریک و لاغری
  5. شمارهٔ ۳۷۰ای چهر یار وه که چه پاکیزه منظری
  6. شمارهٔ ۳۷۱یار از رخ نکرده جلوه گری
  7. شمارهٔ ۳۷۲شد مرا عمر در وفا سپری
  8. شمارهٔ ۳۷۳تو نبودی نکوتر ار ز پری
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.