پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

تاهمچو من از عشق گرفتار نگردی

از کشمکش هجر خبردار نگردی

هرگز نشماری غم عشاق به یک مو

تا بسته ی آن طره طرار نگردی

کارت به طبیبان جفا پیشه نیفتاد

کآگاه ز حال دل بیمار نگردی

چون زلف سیه روز و پریشان شوی ای دل

زنهار دگر گرد رخ یار نگردی

دامن مکن آلوده به خون دلم ای خواب

پیرامن این دیدهٔ بیدار نگردی

ترسم که بسوزی تو هم از آتشم ای غم

گرد دل پرتاب و شرربار نگردی

سر در قدم یار عزیزت نکند جای

تا خاک صفت در ره او خوار نگردی

بر حیرت من بین و از آن روی نظر بند

تا فتنهٔ آن جادوی سحار نگردی

تا سینه ز فکر رخ و زلفش نکنی پر

خالی ز خیال بت و زنار نگردی

ز آن می که صفایی اثرش بی خودی آمد

شرط خرد آن است که هشیار نگردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷ماه کنعانی اگر در مصر معنی روت دیدی
  2. شمارهٔ ۳۵۸رسید جان به لبم ز انتظار و تیغ کشیدی
  3. شمارهٔ ۳۵۹به هجرانت مرا با جان خود جنگ است پنداری
  4. شمارهٔ ۳۶۰نبود و نیست ترا جز جفای من کاری
  5. شمارهٔ ۳۶۱به پایت حاصلم زین سر سپاری
  6. شمارهٔ ۳۶۲به کیش من که حرام است غیر فکر تو کاری
  7. شمارهٔ ۳۶۳سر به فتراکم نخواهی بست بعد از جان‌سپاری
  8. شمارهٔ ۳۶۴ای چشم یار بس که دل آشوب و دلبری
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.