پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

میثاق دوش را ز اول وفا نکردی

و آخر به جای پاداش الا جفا نکردی

سهل است جور خوبان زان غم خورم که هرگز

بربی وفایی خویش نیز اعتنا نکردی

چندان ستم که راندی بر بیدلان ناکام

جبران ما مضی را باری قضا نکردی

یک ره به آب یاری و ز باب غم گساری

گردم ز رخ نشستی دردم دوا نکردی

در بزم باده هر شب تا دل شکسته گردم

دشنام روبرو را مستی بهانه کردی

درحق اهل تسلیم از روی لطف و رأفت

برترک تندخویی خود را رضا نکردی

قانون مهربانی دانم که نیک دانی

دردا که جز تغافل نسبت به ما نکردی

در وصل کشته بودی به کز فراق ما را

بودیم ما سزاوار لیکن به جا نکردی

مفتی به حکم باطل می ریخت خون به خاکم

با احتساب خسروحق گر ابا نکردی

دیدی که چون صفایی در راه قرب جانان

دارای دل نگشتی تاجان فدا نکردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶چشم یوسف گر به خواب آن چهر عالمتاب دیدی
  2. شمارهٔ ۳۵۷ماه کنعانی اگر در مصر معنی روت دیدی
  3. شمارهٔ ۳۵۸رسید جان به لبم ز انتظار و تیغ کشیدی
  4. شمارهٔ ۳۵۹به هجرانت مرا با جان خود جنگ است پنداری
  5. شمارهٔ ۳۶۰نبود و نیست ترا جز جفای من کاری
  6. شمارهٔ ۳۶۱به پایت حاصلم زین سر سپاری
  7. شمارهٔ ۳۶۲به کیش من که حرام است غیر فکر تو کاری
  8. شمارهٔ ۳۶۳سر به فتراکم نخواهی بست بعد از جان‌سپاری
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.