پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۷

زیر رخش آن گردن سیمین کشیده

صبحی است بلند از پس خورشید دمیده

تیغت به نیام است و کشد خلق، چه تشبیه

ابروی خمت راست به شمشیر کشیده

آنجا مژه سرگرم نظر بازی و اینجا

صد خار مرا در دل خون بار خلیده

تیرت به کمان است و کنی صید چه نسبت

مژگان کجت راست به پیکان پریده

چون راز تو پوشم که دو صد لؤلؤی غماز

نگشاده لب از درد فرو ریخت ز دیده

پنهان چه کنم درد که تکذیب زبان کرد

خون دلم از دیده که بر روی دویده

دل در شکن زلف تو دانی به چه ماند

آن کبک که در چنگل شهباز طپیده

کوته نکند دست و به پایت ننهد سر

زلف از چه اگر لعل تو یک ره نگزیده

من با همه دوری چه کنم کابروی او نیز

بالای وی از حسرت آن لعل خمیده

چشم تو دلم در نظر آورد و رها کرد

صیادکجا دیده کس از صید رمیده

خط نیست که این در غم ما خون سیاه است

کز چشم قلم بر رخ اوراق چکیده

برجای مدادم خوی خجلت چکد از کلک

در حسن رخت و آنهمه اوصاف حمیده

یک دفتر از اسرار غمت راند صفایی

هر چند زبانش چو قلم بود بریده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۹دور چون با من رسید از بیخودی ساغر شکستی
  2. شمارهٔ ۳۵۰گر دل هوای عشق تو بر سر نداشتی
  3. شمارهٔ ۳۵۱برخاست از قیام تو ز آنسان قیامتی
  4. شمارهٔ ۳۵۲گفتم بگویمت که صنوبر به قامتی
  5. شمارهٔ ۳۵۳مگو از بندت ای صیاد خرسندم به آزادی
  6. شمارهٔ ۳۵۴میثاق دوش را ز اول وفا نکردی
  7. شمارهٔ ۳۵۵تاهمچو من از عشق گرفتار نگردی
  8. شمارهٔ ۳۵۶چشم یوسف گر به خواب آن چهر عالمتاب دیدی
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.