پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶

چون کنم یاد توای دوست من آلوده

نام پاک تو کجا وین دهن آلوده

گرگ عشقت اگرم یوسف دل پاره نکرد

چیست پس ز اشک من این پیرهن آلوده

در قیامت مگرم خلعت رحمت پوشند

ورنه سر بر نکنم از کفن آلوده

گیرم از خلق نهفتم دل ناپاک ولی

خود چه تدبیر کنم با بدن آلوده

دل خونین به کفم ماند و در آن رسته ترا

چون خریدار شوم زین ثمن آلوده

ما بماندیم درین کوی خوشا وقت کسی

که به غربت رود از این وطن آلوده

روی برتابم از این زال که لایق نبود

صحبت همسر پیمان شکن آلوده

دیدی از برگ گلش خار خط آخر سر زد

دست در شوی دلا ز آن ذقن آلوده

آسمان گو پس از این تخم میفشان به زمین

حاصلت چیست ازین مرد و زن آلوده

وصف تنزیه ترا عقل صفایی شیداست

خاک بر فرق من و این سخن آلوده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۸دوش مرا در غم تو همدم و هم رای
  2. شمارهٔ ۳۴۹دور چون با من رسید از بیخودی ساغر شکستی
  3. شمارهٔ ۳۵۰گر دل هوای عشق تو بر سر نداشتی
  4. شمارهٔ ۳۵۱برخاست از قیام تو ز آنسان قیامتی
  5. شمارهٔ ۳۵۲گفتم بگویمت که صنوبر به قامتی
  6. شمارهٔ ۳۵۳مگو از بندت ای صیاد خرسندم به آزادی
  7. شمارهٔ ۳۵۴میثاق دوش را ز اول وفا نکردی
  8. شمارهٔ ۳۵۵تاهمچو من از عشق گرفتار نگردی
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.