پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۵

از توچون نام برم کز دهن آلوده

لاجرم سر نزند جز سخن آلوده

چه خبر پرسی از احوال دل خون شده ام

که شهادت دهد این پیرهن آلوده

گلشن از خار و بهارش به خزان ارزانی

بایدم رفت به در زین چمن آلوده

رخ رنگین بتان را خط مشکین ز قفاست

خارم آید به نظر نسترن آلوده

رخت برون بر ازین بحر گل آگین که دلا

نتوان شست بدین لای تن آلوده

کعبه بسپار بدان مجتهد پاک زبان

دیر بگذار بدین برهمن آلوده

چه تنعم کنی از آن صمد مظنونی

چه تمتع بری از آن وشن آلوده

خیمه برتر زنم از نه فلک ان شاء الله

غربت پاک به ازین وطن آلوده

ترک مست تو ندارد به صفایی سر صدق

دل بپردازم ازین راهزن آلوده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۷زیر رخش آن گردن سیمین کشیده
  2. شمارهٔ ۳۴۸دوش مرا در غم تو همدم و هم رای
  3. شمارهٔ ۳۴۹دور چون با من رسید از بیخودی ساغر شکستی
  4. شمارهٔ ۳۵۰گر دل هوای عشق تو بر سر نداشتی
  5. شمارهٔ ۳۵۱برخاست از قیام تو ز آنسان قیامتی
  6. شمارهٔ ۳۵۲گفتم بگویمت که صنوبر به قامتی
  7. شمارهٔ ۳۵۳مگو از بندت ای صیاد خرسندم به آزادی
  8. شمارهٔ ۳۵۴میثاق دوش را ز اول وفا نکردی
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.