پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۹

به طور عم خون بریزی یا به اکراه

نتابم گردن از تیغت علی الله

چنان گردم به خاک مقدمت پست

که گردم می نتابی رفتن از راه

دریغا حسرتا کم برنتابد

به آمال دراز این عمر کوتاه

عوض کردی قضا کاش ازتفضل

به وصل بهجت افزا هجر جانکاه

به جور خلق خوکردم درین عهد

چه منت ها به گردن دارم از شاه

نیابد حظ معنی اهل صورت

شناسد فرق زفتی کی ز آماه

به مغز از پوست حاشا چون گراید

جز آن کز این به آن پیداکند راه

همان عشقم سبب شد ورنه هرگز

از این غفلت نکردی عقلم آگاه

بزن پایی و در فرگاه رحمت

برآر از جیب خجلت دست در خواه

بنه روی پریشانی به حضرت

بریز اشک پشیمانی به درگاه

چه سود آخر صفایی جز زیانت

از این خورد شب و خواب سحرگاه

بشور این نامه آلوده از اشک

بسوز این چامه فرسوده از آه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۱دیگر شدم اسیر نگاری به یک نگاه
  2. شمارهٔ ۳۴۲چو اختیار به دست من و تو داد اله
  3. شمارهٔ ۳۴۳پس از این سنگ به ساغر زنم ان شاء الله
  4. شمارهٔ ۳۴۴عقلم از آن چه برد بو قصه ی عشق یار به
  5. شمارهٔ ۳۴۵از توچون نام برم کز دهن آلوده
  6. شمارهٔ ۳۴۶چون کنم یاد توای دوست من آلوده
  7. شمارهٔ ۳۴۷زیر رخش آن گردن سیمین کشیده
  8. شمارهٔ ۳۴۸دوش مرا در غم تو همدم و هم رای
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.